اه اعصابم خرد شد! از بس نوشتم و پاک کردم! قبل از هر چیز می خوام از فرهاد یاد کنم! که واقعا پسره خوبی بود و همه هم دوستش داشتن و با شرکت در مراسم ختم و ۷ش این رو ثابت کردن من هم اگه نبودم واقعا شرمندم اول اینکه کسی به من خبر نداده بود دوم اینکه درگیری های زیادی داشتم! البته هیچ کدوم به اندازه ی فرهاد برام مهم نبودن! حتی جرئت نکردم پیشه خانوادش برم! تک فرزند بود! ۱۷سالش بود! باورتون می شه! سالم بود سره حال! ولی رفت...!
بحث رو عوض می کنم خواهشا توی نظرات وبلاگ بدون اسم نیاید چرت و پرت بنویسید! چون واقعا اعصابه آدم خرد می شه! شما خودت رو بذار جایه من یکی بیاد بدون اینکه بشناسیش بهت فحش بده چه احساسی بهت دست می ده! اگه جرات نداری اسمت رو بنویسی فحش هات رو هم برای خودت نگه دار!
|
+| نوشته شده توسط
دانیال در شنبه پانزدهم فروردین 1388
|